پیشرفت های سریع در مطالعه محور روده-مغز به ما کمک کرده است تا "لایه دیگر" مکانیسم های زیربنایی بسیاری از بیماری ها، از جمله انواع بیماری های تخریب کننده عصبی و اختلالات رشد عصبی را درک کنیم، و در سال های اخیر مشخص شده است که میکرو فلور روده بیماران مبتلا به OD به طور قابل توجهی تغییر می کنند و مولکول های سیگنال دهی از دستگاه گوارش می توانند بر عملکردهای خاص مغز و رفتارهای مرتبط تأثیر بگذارند [3،4]، از جمله رفتارهای مربوط به خوردن و ترجیحات انتخاب غذا [3،4]. ، رفتارهای مربوط به خوردن و ترجیحات انتخاب غذا نیز گنجانده شده است. علاوه بر این، فعالیتهای ریزمحیط روده و سیستم عصبی مرکزی تحت تأثیر استرس و رژیم غذایی قرار میگیرند.
بر این اساس، پروفسور وی شیونگ از گروه علوم زیستی و پزشکی دانشگاه علم و صنعت چین، جو چن، مدیر گروه روانشناسی بالینی در مرکز سلامت روان شانگهای، و دکتر مین لی از دانشگاه پزشکی آنهویی به طور مشترک انجام دادند. مطالعه ای برای آشکار کردن مکانیسم محور روده-مغز OD، که در آن ترکیب رژیم غذایی و استرس منجر به کاهش باکتری های لاکتوباسیلوس و استرپتوکوک شکمبه در دستگاه روده و کاهش سطح متابولیت کینورنین می شود. مدار عصب واگ روده-هسته سولئوس-هسته پارا بطنی تالاموس دارای بیش تحریک پذیری است که رفتار تغذیه بیش از حد را هدایت می کند و مکمل با پروبیوتیک Bacillus pumilus perforatum علائم OD را بهبود می بخشد. این یافته ها در مجله Cell-Metabolism منتشر شد.
محققان با الهام از روند رشد بیماران مبتلا به OD انسان، یک مدل موش از رژیم غذایی مرحلهای و شوک الکتریکی کف پا ساختند تا استرس را تا حد OD ایجاد کنند. در مقایسه با موشهای کنترل سالم، موشهای OD ویژگیهای کلیدی بیماران مبتلا به OD انسانی را تکرار کردند، و ترجیح بیشتری برای کوکیهای Oreo خوشمزه و پر کالری نشان دادند، سریعتر به سمت Oreos رفتند، و افزایش قابلتوجهی در کل کالری دریافتی در مقایسه با غذای معمولی داشتند.

موشهای کنترل (سیاه) و OD (قرمز) نسبت غذای معمولی/اوریو (D)، کل کالری (E) و زمان صرف شده برای دویدن به Oreos (F)
قابل ذکر است که رژیم غذایی یا استرس استرس به تنهایی باعث OD در موش نمی شود. هر دو باید به طور همزمان برآورده شوند.
موشهای مدل غیر OD که در آنها بیشتر میکروبهای روده پس از درمان با آنتیبیوتیکهای چهارگانه وسیع الطیف از بین رفتند، درجاتی از رفتار تغذیه بیش از حد را نشان دادند و پس از دریافت پیوند مدفوع از موشهای سالم تسکین یافتند. از این رو، محققان مشکوک شدند که میکروب های روده ممکن است نقش مهمی ایفا کنند.
با استفاده از توالی 16S rRNA، محققان کاهش قابل توجهی در فراوانی باکتری های Lactobacillaceae و Ruminalococcaceae در روده موش های OD، دو جنس که حاوی طیف وسیعی از باکتری های پروبیوتیک هستند، و کاهش متناظر در سطح سنتز یک متابولیت، دریافتند. اسید کینورنیک

تفاوت در فراوانی نسبی گونه های لاکتوباسیلوس. (G) و Ruminalococcus spp. (H) در موش های کنترل (آبی) و OD (قرمز)
در همین حال، با استفاده از تکنیکهای مختلف از جمله اپتوژنتیک، محققان دریافتند که موشهای OD دارای بیش فعالی هسته پارابطنی تالاموس (PVT) در مغز هستند که یک منطقه کلیدی مغز برای اعتیاد و برداشت انرژی است و این بار، محققان تأیید کردند که این امر در میانجیگری OD نقش اساسی دارد.
آزمایشهای بیشتر نشان داد که پایانههای عصب واگ روده، گیرندههای کینورنین مهاری را بیان میکنند، و رژیم غذایی و استرس منجر به تغییراتی در میکروبیولوژی روده و کاهش سنتز کینورنین در موشها میشود، که باعث بیش فعال شدن هسته تنها عصب واگ روده در مسیر PVT میشود. موش ها OD را توسعه دادند.

نمودار شماتیک مکانیسم
در 11 بیمار زن با تشخیص بالینی پرخوری عصبی (BN)، میکروبیوم روده در مقایسه با گروه کنترل هم سن، جنس و BMI با عادات غذایی سالم، تفاوت معنیداری داشت و در سطح جنس، بیماران دارای تفاوت معنیداری بودند. کاهش در باکتریهای جنس Saprobacterium، با کاهش Saprobacterium przewalskii دلیل اصلی این تغییر بود و بیماران نیز مانند موشها کاهش سطح کینورنین را داشتند.
بر اساس این نتایج، محققان تلاش کردند موشهای OD را با B. perfringens پیوند بزنند و همانطور که انتظار داشتند، ترجیح موشهای OD برای غذاهای پرکالری، خوشمزه و رفتارهای تغذیه بیش از حد پس از پیوند اصلاح شد، با افزایش قابل توجه اسید اوریک سگ. سطوح

دریافت عادی نسبت غذا/اورئو (F)، کل کالری (G) و سطح اسید اوریک سگ (H) در موشهای OD (قرمز) و موشهای OD مکمل باسیلوس پومیلوس (سبز)
روی هم رفته، این مطالعه نشان میدهد که OD ناشی از استرس و رژیم غذایی ناشی از کاهش میکروبهای خاص روده و متابولیت آنها اسید اوریک سگ است که واسطه فعالسازی بیش از حد هسته فاسیکلوس منفرد عصب واگ رودهای-PVT است و مکملسازی با مایکوباکتریوم آبسهسوز میتواند به طور قابلتوجهی رفتارهای تغذیه بیش از حد ترجیحی با انتخاب غذا مرتبط با OD را بهبود بخشد و یک استراتژی درمانی بالقوه برای OD ارائه دهد.
محققان همچنین پیشنهاد میکنند که انتخاب غذای مناسب برای حفظ سلامتی حیاتی است و مغز حیوان ممکن است تمایل بیشتری به انتخاب یک رژیم غذایی متعادل در زمانی که رژیمهای غذایی نسبتاً فراوان دارند، و ترجیح دادن غذاهای پرکالری در زمانی که غذا کمیاب است و استرس افزایش مییابد، بیشتر باشد. به عنوان راهی برای انعطاف پذیری حیوان در پاسخ به فشارهای انتخاب طبیعی. مطالعه حاضر بیشتر به اهمیت محور روده-مغز به عنوان یک تنظیم کننده تطبیقی می افزاید و میل مغز به انواع مختلف غذا را با حس کردن تغییرات محیطی کنترل می کند.