پروتئین داربست هسته ای NPM1 یک تنظیم کننده چند منظوره هموستاز سلولی، یکپارچگی ژنوم و پاسخ استرس است و جهش در NPM1 ممکن است مکان یابی نابجای سیتوپلاسمی آن را افزایش دهد، که همچنین شایع ترین تغییر ژنتیکی در لوسمی حاد میلوئیدی (AML)، یک ویژگی سلولی است. AML که به افزایش شار اتوفاژیک وابسته است. اخیراً، مطالعهای با عنوان «یک ماژول اتصال غیرعادی GABARAP پتانسیل طرفدار اتوفاژیک NPM1c مرتبط با AML را هدایت میکند» در ژورنال بینالمللی Cell Reports منتشر شده است. گونه مرتبط NPM1c، منتشر شده در مجله بینالمللی Cell Reports، دانشمندان دانشگاه گوته و سایر موسسات پاتوژنز AML را بررسی کردهاند، بیماری که عمدتاً در بزرگسالی رخ میدهد و اغلب در بیماران مسنتر کشنده است. ژنی که حاوی دستورالعملهایی برای تولید است. پروتئین NPM1
اکنون که محققان میدانند جهشیافتههای NPM1 (NPM1c) یک عامل مهم در ایجاد سرطان خون هستند، روش جدیدی برای جهش ژن NPM1c کشف کردند. بر این اساس، پروتئین های سلولی تغییر یافته ممکن است قادر به مداخله در فرآیند اتوفاژی باشند، که یک فرآیند سلولی مهم است که مسیرهای متابولیکی را در بر می گیرد که سلول ها از طریق آن ساختارهای خود را بازیافت می کنند، و از یک سو، این خود هضم به کمک می کند. حذف مولکول های معیوب از یک طرف، این خود هضم به حذف مولکول های معیوب کمک می کند. از سوی دیگر، همچنین سلول را تشویق می کند تا تقاضا برای اجزای اساسی مهم را برآورده کند، از جمله در صورت وجود کمبود مواد مغذی یا افزایش سطح تکثیر سلولی، که مشخصه کلیدی سلول های سرطانی است.

سلول های لوسمی ممکن است بتوانند برنامه بازیافت سلولی را فعال کنند.
تصویر از: Cell Reports (2023). DOI:10.1016/j.celrep.2023.113484
در طی اتوفاژی، سلول در ابتدا نوعی کیسه زباله به نام اتوفاگوزوم تولید می کند که اجزای سلولی در آن بارگیری شده و شکسته می شوند و در صورت لزوم بازیافت می شوند. این کیسه زباله سپس به مرکز بازیافت سلول یعنی لیزوزوم منتقل می شود، جایی که محتویات آن با کمک اسیدها و آنزیم ها تجزیه می شود. از آنجا، سلول به لیزوزوم، که مرکز بازیافت سلول است، بازیافت می شود. و آنزیم ها؛ از اینجا، اجزای اساسی به داخل سلول رها میشوند و دوباره مورد استفاده قرار میگیرند، و امروزه محققان دریافتهاند که NPM1c باعث تولید اتوفاگوزومها و لیزوزومها میشود.
علاوه بر این، محققان توضیح داده اند که چرا NPM1c با اتصال و فعال کردن یک تنظیم کننده مرکزی سیستم اتوفاگوزوم-لیزوزوم به نام GABARAP، این اثرات عاطفی را ایجاد می کند. از طریق شبیهسازیهای محاسباتی، محققان نشان دادهاند که اتصال NPM1c به GABARAP ممکن است یک ساختار غیر معمول داشته باشد. و دادههای زیستشناسی ساختاری تجربی از شبیهسازیها پشتیبانی میکنند، که براساس آن محققان ممکن است امیدوار باشند فناوریهای جدیدی را توسعه دهند که میتواند در تولید اتوفاگوزومها و لیزوزومها استفاده شود. بر اساس این نتایج، محققان ممکن است بتوانند مواد فعالی تولید کنند که به طور خاص بر اتصال NPM1c به GABARAP برای مبارزه موثر با رشد لوسمی تأثیر بگذارد.
در مجموع، نتایج این مقاله نشان میدهد که محققان یک الگوی اتصال غیر معمول از اعضای خانواده GABARAP را گزارش کردهاند که ممکن است قادر به هدایت پتانسیل طرفدار اتوفاژیک NPM1c باشد، در نتیجه به طور بالقوه توسعه درمانها را تسهیل میکند.